پسرخوانده دیوانه شد - او از نامادری خود خواست تا به او کمک کند تا بار را پیاده کند! در نهایت او فقط یک بار قبول کرد که این کار را انجام دهد. ها-ها-ها، و بعد خودش اعتراف کرد که پدرش هرگز او را اینقدر باحال نکشیده است. ماهی را روی قلاب گرفتید - اکنون برای مدت طولانی روی آن بال می زند!
مهمان وانیا| 23 چند روز قبل
مادر شلخته دوست دارد یک خروس سخت را در الاغ قرار دهد. و پسر خوشحال است که تلاش می کند. پس از نوازش های اولیه، مانند معدنچی به قتلگاه، خود را به سوراخ مقعد او چسباند. تقدیر از الاغ خانم راضی دقیقاً روی زمین چکه کرد.
رستم| 32 چند روز قبل
هیچ چیز خندهداری در میان این ژانر وجود ندارد که من هنوز XD را ندیدهام
من می خواهم ماشا را لعنت کنم
پسرخوانده دیوانه شد - او از نامادری خود خواست تا به او کمک کند تا بار را پیاده کند! در نهایت او فقط یک بار قبول کرد که این کار را انجام دهد. ها-ها-ها، و بعد خودش اعتراف کرد که پدرش هرگز او را اینقدر باحال نکشیده است. ماهی را روی قلاب گرفتید - اکنون برای مدت طولانی روی آن بال می زند!
مادر شلخته دوست دارد یک خروس سخت را در الاغ قرار دهد. و پسر خوشحال است که تلاش می کند. پس از نوازش های اولیه، مانند معدنچی به قتلگاه، خود را به سوراخ مقعد او چسباند. تقدیر از الاغ خانم راضی دقیقاً روی زمین چکه کرد.
هیچ چیز خندهداری در میان این ژانر وجود ندارد که من هنوز XD را ندیدهام